Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Thursday, October 02, 2003

نگاه به زندگي از زاويه اي دلپذير- ( قسمت چهارم )

اصل علت و معلول (کارما)

سومین اصل معنوی موفقیت، قانون کارماست. (کارما) هم عمل است و هم نتیجه آن عمل، هم
علت است و هم معلول، زیرا هر عملی نیرویی را تولید میکند که به همان شکل به ما باز میگردد.
درباره قانون کارما چیز ناشناخته ای وجود ندارد. همه این اصطلاح را شنیده ایم که " هر چه بکاری
همان را درو میکنی ". بدیهی است اگر بخواهیم در زندگیمان شادمانی ایجاد کنیم، باید بیاموزیم که بذر
شادمانی را بکاریم. بنابراین، مفهوم ضمنی (کارما) انتخاب آگاهانه است.

من و شما اساسا انتخاب کنندگانی نامحدودیم و در هر لحظه از هستی خود به بیکرانگی انتخابها دسترسی
داریم. بعضی از این انتخابها آگاهانه اند و مابقی بطور ناخودآگاه صورت گرفته اند. اما بهترین راه برای
فهمیدن و به حداکثر رساندن استفاده از قانون کارما، هوشیاری آگاهانه از انتخابهای هر لحظه است.

خواه به مذاق ما خوش بیاید و خواه نه، هر آنچه که در این لحظه پیش می آید نتیجه انتخابهایی است که
در گذشته به آنها دست زده ایم. بدبختانه بسیاری از ما به طور ناخودآگاه انتخاب میکنیم و لذا فکر نمیکنیم
که آنها انتخاب بوده اند.

اگر به شما توهین میکردم، به احتمال زیاد انتخاب میکردید که برنجید. اگر شما را تحسین می کردم، به
احتمال زیاد انتخاب میکردید که خشنود شوید یا بخود ببالید. اما درباره اش بیاندیشید: همه انتخاب هستند.
می توانستم سعی کنم که شما را برنجانم و به شما توهین کنم، و شما هم می توانستید انتخاب کنید که نرنجید.
می توانستم شما را تحسین کنم و شما می توانستید انتخاب کنید که به خود نبالید.

بعبارت دیگر، بیشتر ما – با اینکه در ذات خود انتخاب کننده های نامحدود هستیم – به توده ای از پاسخهای
شرطی بدل شده ایم که مدام توسط مردم و موقعیتها به صورت رفتارهای قابل پیش بینی برانگیخته میشود. بیشتر
ما در نتیجه شرطی شدن نسبت به محرکهای محیط خود، پاسخهای مکرر و قابل پیش بینی داریم. چنین به
نظر میرسد که واکنشهای ما خود به خود توسط مردم و موقعیتها بر انگیخته می شوند، و آنگاه فراموش میکنیم
که اینها را خودمان در هر لحظه از هستی خود انتخاب می کنیم. منتها بطور ناخودآگاه به این انتخابها دست
میزنیم.

اگر لحظه ای گامی به عقب بردارید و در لحظه ایکه به انتخابی دست می زنید به آن بنگرید، آنگاه خود این
نظاره کردن سبب می شود که کل فرایند را از حیطه ناهشیار به حیطه هشیار بیاورید. این روش انتخاب
آگاهانه، بسیار قدرت بخش است.

به هنگام هر انتخاب می توانید دو سوال را از خود بپرسید. نخست اینکه "عواقب این انتخاب چیست؟" و دوم
اینکه "آیا این انتخاب برای خودم و اطرافیانم شادمانی خواهد آورد؟" اگر پاسخ شما مثبت بود، به آن انتخاب
دست بزنید و اگر منفی بود و آن انتخاب را برای خود و یا اطرافیانتان تنش و فشار می آورد، به آن انتخاب
دست نزنید. برای پاسخ به تجربه و دید خود بازگردید و اگر پاسخ را نیافتید از منشاء دانش آفرینش کمک
بخواهید تا شما را در یافتن این پاسخ یاری دهد.

کاینات مکانیزم درخور توجهی دارد که می تواند کمکتان کند تا به انتخابهای خود انگیخته درست دست
بزنید. این مکانیزم به حس های روحانی شما مربوط است. روح شما دو گونه حس را به جسمتان منتقل
میکند: یکی حس راحتی و دیگری حس ناراحتی. وقتی آگاهانه دست به انتخابی می زنید به انعکاس حسی
این تصمیم در روح و جسمتان دقت کنید. از خود بپرسید " اگر اکنون این انتخاب را کرده باشم چه پیش
خواهد آمد " اگر از جانب جسم بازتابی توام با احساس آسودگی دریافت کردید، انتخاب را برگزینید و اگر
احساس ناآرامی و تشویش و ناراحتی داشتید، از این انتخاب دوری کنید. در بعضی از اشخاص
پیام ناراحتی در ناحیه شبکه خورشیدی (بالای ناف) احساس میشود، اما در قالب افراد بیشتر در ناحیه
قلب پیش می آید – که علت ریشه ای معروفیت قلب به عنوان منبع احساسات و عواطف در ادبیات
کهن ملل مختلف هم هست.

می توانید – هر گاه که بخواهید- از قانون کارما برای ایجاد ثروت و فراوانی و به جریان انداختن همه
موهبتهای نیکو به سوی خود بهره ببرید، اما نخست باید هشیارانه آگاه شوید که انتخابهایی که در هر لحظه
از زندگی تان به آنها دست می زنید آینده شما را می سازند. اگر بطور منظم به این امر بپردازید، از قانون
کارما بطور کامل استفاده میکنید. هرچه انتخابهای بیشتری را به سطح هشیار آگاهی بیاورید، بیشتر به انتخاب
هایی دست خواهید زد که که بطور خود انگیخته – هم برای خودتان و هم برای اطرافیانتان – درست هستند.

و اما در مورد کارمای گذشته و این نکته که چگونه بر اکنون شما تاثیر می گذارد: در مورد کارمای گذشته
سه کار میتوانید بکنید. یکی از آنها پرداخت دیون کارمایی گذشته تان است. بیشتر مردم – البته به طور
ناخودآگاه- این را انتخاب می کنند. البته میتوانید آگاهانه هم آنرا انتخاب کنید. گاه پرداخت آن دیون با رنج و
عذاب شدیدی همراه است. قانون کارما میگوید که در عالم هیچ یک از دیون، پرداخت نشده باقی نمی مانند.
در کاینات نظام محاسبه ای بی نقص و کامل وجود دارد و همه چیز مبادله مداوم "پس و پیش" نیروست.
دومین کاری که می توانید بکنید تبدیل یا تحول کارمای خود به تجربه ای خوشایندتر است. این فرایندی
بسیار جالب توجه است که به هنگام پرداخت دیون کارمایی می توانید از خود بپرسید: "از این تجربه چه
چیز را می توانم بیاموزم؟ چه امری در حال وقوع است و کاینات چه پیامی برایم دارد؟ چگونه میتوانم
این تجربه را برای همنوعانم سودمند سازم؟"
با این کار، به جستجوی بذرهای مجال ها و فرصت های تازه میروید و آنگاه این بذر ها را با دارمای
خود – غایت زندگیتان که بعنوان هفتمین اصل درباره اش بحث خواهیم کرد- پیوند خواهید زد. این امر به
شما اجازه خواهد داد تا کارما را به تجلی تازه ای بدل کنید.
مثلا اگر بهنگام ورزش پایتان بشکند، یا مقداری پول گم کنید یا ماشین تان خراب شود می توانید بپرسید:
"از این تجربه چه چیز را می توانم بیاموزم؟ کاینات چه پیامی برایم دارد؟" شاید پیام این باشد که
باید در کاری که می کنید تجدید نظر کنید، و یا در برنامه ای که به دنبالش هستید دقت بیشتری داشته
باشید و یا به روش دیگری کار ها را به انجام برسانید. و اگر دارمای شما این باشد که آنچه را که میدانید
به دیگران بیاموزید، آنگاه با پرسیدن اینکه "چگونه می توانم این تجربه ها را برای همنوعانم سودمند
سازم؟" شاید تصمیم بگیرید آنچه را که آموخته اید با نوشتن کتابی و یا براه انداختن وبلاگی با دیگران
سهیم شوید. یا شاید وسایلی طراحی کنید که زندگی را آسانتر و ایمن تر سازند.
به این طریق، در حالیکه دیون کارمایی خود را می پردازید، وضعیت مخالف را نیز به موهبتی تبدیل
کرده اید که برایتان شادی و توفیق میاورد.

سومین راه کنار آمدن با کارما، فرارفتن از آن است. فرارفتن از کارما یعنی جداشدن از آن. راه فرارفتن
از کارما این است که به تجربه فاصله یا تجربه سکون خود ادامه بدهید. مانند شستن جامه ای چرک در
رودخانه. هربار که آن را می شویید، چند لکه آن را پاک می کنید. بارها و بارها آن را می شویید و هربار
اندکی تمیزتر می شود. هر بار که به آن فضای خالی می روید و از آن باز می گردید، بذرهای کارمای خود
را می شویید و از آنها فراتر می روید.

همه اعمال، حوادثی کارمایی اند. نوشیدن فنجانی قهوه نیز حادثه ای کارمایی است. این عمل خاطره تولید
میکند، و خاطره این توانایی را داراست که آرزو ایجاد نماید. روحتان توده ای از آگاهی است که بذرهای
کارما و خاطره و آرزو را دارد. با هشیاری از این بذرهای تجلی، تولید کننده آگاه واقعیت میشوید. وقتی
انتخاب کننده ای آگاه شدید، دست یازیدن به اعمالی را آغاز می کنید که موجب تکامل خود و اطرافیانتان
می شود. مادامی که کارما – هم برای شما و هم برای هر کس دیگر که تحت تاثیر جان شما قرار میگیرد-
اسباب تکامل باشد، ثمره آن شادمانی و موفقیت خواهد بود.

در بحث بعدی نگاهی خواهیم داشت به اصل "کمترین تلاش".

موفق و شاد باشید.




Link to this log     لینک به این نوشته - 3:57 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................