Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Thursday, August 25, 2005

پاسخ به سوالات مشترک – بخش سوم

یکی از پرسش های مشترکی که مطرح می شوند این است که در کانادا چه مقدار مالیات از درآمد شخص کم می شود. با توجه به اینکه این سایت بیشتر متمرکز به تورنتو و به تبع آن استان انتاریو است. پاسخ این پرسش را به این ناحیه محدود می کنیم. ضمنا منظور ما درآمد فرد از محل کار کردن برای یک سازمان یا شرکت است – فیش حقوق- و درآمد مربوط به کار آزاد، سرمایه گزاری و ... را مورد بررسی قرار نداده ایم.

از ایمیل های دریافتی اینطور بنظر می آید که شایعات متعددی در مورد میزان مالیات پرداختی بین متقاضیان مهاجرت وجود دارد و بعضی فکر می کنند در کانادا مردم باید شصت درصد حقوقشان را مالیات بدهند بعضی فکر می کنند این نسب در حدود پنجاه درصد است و عده ای هم اصولا تعجب می کنند که باید مالیات پرداخت شود!

دولت برای هر شخص ساکن انتاریو مقدار مشخصی از درآمد مشمول مالیات را معاف از محاسبه مالیات کرده است. یعنی در حال حاضر مقدار 16344$ از درآمد افراد جزو درآمد مشمول مالیاتشان نیست. این مبلغ هر سال تنظیم می شود و کمی به آن افزوده می گردد.

مقدار مالیات پرداختی با استفاده از ضریبی که به هر مقدار از مبلغ حقوق تعلق دارد محاسبه می شود. مثلا از بیست هزار تا بیست و نه هزار و نهصد و نود و نه دلار ...% ، از سی هزار تا سی و نه هزار و نهصد و نود و نه ... % و همین می رود بالاتر تا جائیکه برسد به مبلغ دریافتی شما. برای آسانتر شدن درک میزان کسورات از درآمد فردی این مقادیر را به جدول زیر تبدیل کرده ایم.

مطابق این جدول اگر کسی مثلا سی و پنج هزار دلار در سال حقوق بگیرد، آنگاه تقریبا معادل هجده و هشت صدم درصد از آن را – معادل 6327 دلار- مالیات خواهد داد. در واقع کسورات دیگری نیز می تواند از حقوق دریافتی شخص کم شوند که بعضی از حقوق مشمول مالیات وی کم می شوند – مانند بخشی از هزینه های تحصیل در کانادا و یا مبالغ صرف شده در امور خیریه- و طبعا درآمد مشمول مالیات او را کمتر از مقدار مندرج در فیش حقوق وی خواهند کرد و مالیات کمتری به شخص تعلق خواهد گرفت:

درآمد فردی (سالانه) ---------- درصد تقریبی مالیات (سالانه)
20000 ---------- 13.60%
25000 ---------- 15.03%
30000 ---------- 16.43%
35000 ---------- 18.08%
40000 ---------- 19.71%
45000 ---------- 20.98%
50000 ---------- 21.99%
55000 ---------- 22.83%
60000 ---------- 23.64%
70000 ---------- 25.79%
80000 ---------- 27.99%
90000 ---------- 29.70%
100000 ---------- 31.07%
110000 ---------- 32.39%
120000 ---------- 33.56%
130000 ---------- 34.54%
140000 ---------- 35.39%
150000 ---------- 36.13%

پس همانطور که مشاهده می کنید از ضرایب نجومی – حتی برای حقوق های بالای صد هزار دلار در سال- خبری نیست. هر چند این درصد ها در مقایسه با آنچه مهاجران قبلا به عنوان مالیات می پرداخته اند – از 0% تا 20%- فرق دارد و امکان ماست مالی آنهم وجود ندارد.

خطای مالیاتی یکی از سنگین ترین جرایم حقوقی در کاناداست و از متخلفین آیینه عبرت درست می کنند . سابقه این تخلف هم تا ابدلآباد در پرونده شخص باقی می ماند.

ضمنا افراد غیر مقیم – یعنی مثلا کسانیکه با ویزای کاری در کانادا مشغول به کار هستند- مشمول مالیات بیشتری هستند.

استان کبک هم مالیات بیشتری در مقایسه با انتاریو از مردم می گیرد. مثلا درصد مالیات برای حقوق 40 هزار دلار در حدود 26.15% و برای حقوق 80 هزار دلاری 34.28% است که کمی گریه ساکنین این استان را درمی آورد.

روزگار خوش


Link to this log     لینک به این نوشته - 12:29 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

1  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Monday, August 22, 2005

فایل آرشیو مقالات منتخب

به همت و زحمت دوستی نیکنهاد – اسمش واقعا نیکنهاده، دارا نیک نهاد- فایلی حاوی مجموعه مقالات منتخب، لینک های سمت راست وبلاگ، تهیه شده که با دوانلود کردن اون می تونین از سر زدن به تک تک مقاله ها راحت بشین! هر چند برای دیدن لاگ های جدید باید به اینجا سر بزنین.

بدینوسیله به مناسب یکصد و دو هزار و پانصدمین بازدید از وبلاگ تهرانتویی – بالاخره باید یک مناسبتی باشه!- می توانید این فایل رو از این لینک داونلد کنین.

این فایل کمتر از 600 کیلوبایته و توش هشتاد و هفت صفحه افاضات تهرانتویی بدون عکس پشت سر هم ردیف شده!

ضمنا برای خواندن این فایل که پسوندش PDF هست باید Adobe Acrobat Reader روی دستگاهتون از قبل نصب شده باشه. این برنامه مجانیه و اگر خارج از ایران زندگی می کنین می تونین از این آدرس مجانا داونلودش کنین و اگر در ایران هستین سرعت اینترنت خوبی ندارید می تونین این برنامه را در میان هزاران برنامه دزدیده شده دیگر که در سی دی های برنامه های کاربردی – Tools - در اغلب مغازه های فروش نرم افزار پیدا کنید. سعی کنید ترجیحا ورژن 6 یا بالاترش رو نصب کنید.

روز خوش


Link to this log     لینک به این نوشته - 9:58 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

3  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Friday, August 19, 2005

تگرگ در آخرین روزهای مرداد ماه!

امروز عصر علاوه بر باران و طوفان و رعد و برق – که دو هفته ای است براه افتاده و می رود تا روزهای آخرین تابستان را نم کشیده و مور مور کند- شاهد بارش شدید تگرگ هم بودیم.

اگر دارید چمدان می بندید و راهی کانادا هستید، چتر و بارانی یادتان نرود. هر چند از چتر در اغلب موارد کاری ساخته نیست. باد باران به شکل مورب و گاها افقی به حرکت در می آورد و چتر می تواند محترمانه بکشند و یا پشت برو شود!

دلم می خواست یکی دو تا عکس از منظره بارش تگرگ – به روش افقی- همراه با باران در حالیکه مثل پرده ای لایه لایه روی هم می غلطند و موج می زنند و جلو می روند می گرفتم، ولی نخواستم زهره ترکتان کنم! باران پاییزی است و طی یکی دو ساعت بند می آید و می رود دنبال کارش. البته قوی، پر حجم و ریز است و با این شدت فکر نمی کنم برای تبدیل کردن عابران پیاده به موش آبکشیده به بیش از سه ثانیه وقت نیاز داشته باشد!

یادم می آید که در تهران چتر ما که ماه تا ماه آب نمی دید حسابی قیافه خسته کننده ای داشت. این چتر در اولین هفته های ورود به کانادا به رحمت ایزدی رفت و دو سه جانشین آن هم در طی سالهای بعدی غزل را خواندند و جای خود را به مدل های مقاوم تر و مدرن تر امروزی دادند.

هوا در شب و آغاز صبح بین 13 تا 17 درجه و در گرمترین ساعات بعد از ظهر به 25 درجه می رسد – یعنی معادل هوای آذرماه تهران. برمبنای این محاسبه به گرمای لباس همراهتان در موقع ورود به کانادا دقت کنید تا در بدو ورود سرما نخورید.

عصر بارانی خوش!


Link to this log     لینک به این نوشته - 3:56 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Wednesday, August 17, 2005

آلکساندر گراهام بل و اختراع تلفن در کانادا

همه نام گراهام بل را شنیده اند. در ایران او را مخترع اولین دستگاه تلفن می دانند و داستان او و همکارش واتسن را در کتابهای درسی مدرسه خوانده اند. جالب است بدانیم که این کارگاه که محل تولد اولین دستگاه تلفن ثبت شده در تاریخ است در حومه شهر Brantford در استان Ontario در فاصله یکساعت رانندگی از تورنتو قرار دارد!

خانواده گراهام بل از طبقه متوسط – مرفه و در اصل اسکاتلندی بودند. وقتی بیماری سل در اسکاتلند شیوع یافت و جان دو تن از فرزندان خانواده را گرفت، از ترس از دست دادن بقیه افراد خانواده، اقدام به مهاجرت به کانادا کردند و ملکی در حومه شهر برنتفورد خریدند که امروز نیز پا برجاست و تبدیل به موزه شده است.

اولین دستگاه تلفن در این خانه اختراع شد و بعضی از حقوق ثبتی مربوط به این اختراع نیز در شهر تورنتو وارد دفاتر اسناد رسمی اداره ثبت اختراعات گردید. گراهام بل می دانست که رقیبی بنام Elisha Gray در ایالات متحده دارد روی همین موضوع کار می کند بنا براین تصمیم گرفت حق ثبت اولیه این ماشین را در آمریکا به ثبت برساند تا بعدا بتواند این اختراع را بدون دردسر به بازار ارتباطات ایالات متحده بفروشد.

جالب اینکه هر دوی این رقبا در یک روز اختراع خود را ثبت کردند و بل موفق شد دو ساعت زودتر از رقیب اینکار را انجام دهد. گراهام بل پس از دعوای حقوقی طولانی و پر خرجی سرانجام توانست در تاریخ به عنوان مخترع قطعی اولین دستگاه تلفن نام خود را به ثبت برساند. شایان ذکر است که اولین مکالمه راه دور تاریخ بشر بین شهر های برنتفورد و تورنتو انجام گرفت و حتی برای مدتها مرکز سوئیچینگ انتاریو در تورنتو واقع شده بود و تمام امواج ارتباطی باید به تورنتو رفته و از آنجا به مقصد رله می شدند.

البته آمریکایی ها اعتقاد دارند که چون ثبت حقوقی این اختراع در بوستون انجام شده پس تلفن در آمریکا اختراع شده است. خنده دار اینکه آنقدر روی موضوع پافشاری می کنند که حتی حاضر نیستند کپی برگه ثبت اختراع تلفن را به موزه بل - در محل زندگی و کارگاه وی – بدهند تا به معرض دید عموم گذاشته شود!

در موزه گراهام بل نمونه اصلی اولین تلفن ساخته شده را – که هیچ شباهتی به تلفن های امروزی ندارد!- می توانید مشاهده کنید. همچنین اولین ساختمان شرکت تلفن در دنیا و شماری از انواع دستگاههای تلفن و سوئیچینگ که در طول یکصد سال گذشته اختراع شده اند در معرض تماشای عموم هستند. در یکی اتاقک های این موزه مجسمه شبیه سازی شده یک اپراتور تلفن را می بنید که اولین Headphone تاریخ – به وزن پنج کیلوگرم !!!- را روی سر و شانه خود دارد.

بزرگترین شرکت مخابرات کانادا امروزه Bell نام دارد که میراث بجای مانده از تلاش های گراهام بل است. به جرات می توان گفت تلفن، بعد از گذشت صد سال، هنوز مهمترین وسیله ارتباطی بشر است.

برای دیدن گزیده تصاویری که از منزل خانواده بل و دفتر شرکت تلفن او گرفته ایم به این لینک مراجعه کنید.

یاد این بزرگمرد را گرامی می داریم


Link to this log     لینک به این نوشته - 2:48 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Friday, August 12, 2005

پاسخ به چند سوال مشترک – قسمت دوم

دوستان در مورد تلفن همراه (موبایل) – در اینجا مصطلح به Cell Phone - سوالاتی طرح می کنند که پاسخ به این سوالات در زیر آمده ( دقت کنید که پاسخ سوالات مربوط به استان انتاریو است).

1- آیا گوشی ... به سیستم انتاریو می خورد یا نه؟

تطبیق پذیری یک گوشی یا Handset به فرکانسی که گوشی قادرست با آن ارتباط برقرار کند باز می گردد و اینکه آیا گوشی شما قفل است یا نه. قفل بودن گوشی یعنی اینکه طوری تنظیم شده که قادرست فقط با سرویس دهنده فعلی اش در ایران کار کند و نمی شود SIM کارت یک سرویس دهنده دیگر را تویش گذاشت و با اکانت جدید کار کرد. برای باز کردن قفل گوشی ها می توانید به افراد متخصص اینکار مراجعه کنید و یا در میان نرم افزار های قفل باز کن موجود در بازار به دنبال نسخه ای بگردید که قادر به بازکردن قفل گوشی شماست.

در کانادا سرویس دهنده های مشهور تلفن همراه به همراه فرکانس GSM شان به ترتیب زیر هستند:

Rogers GSM 850 / 1900
Fido GSM 1900
Bell GSM 1900
Telus GSM 1900

2- آیا باید خط تلفن را جدا بخریم؟

شماره تلفن – یا خط اشتراک- برای تلفن همراه رایگان است و پولی از بابت آن نمی پردازید. البته هزینه راه اندازی سرویسی معادل 50 دلار از مشترکان جدید گرفته می شود که شامل تشکیل پرونده و تعیین شماره تلفن و مقداری کارکرد رایگان – در یک تا یکساعت و نیم- می باشد.

پیش شماره سلفون ها در تورنتو 416 بود – مانند تلفن منازل- که با اتمام شماره های آزاد اکنون شماره های جدید با 647 شروع می شوند. این پیش شماره هیچ مزیت یا فرقی از نظر عملکرد با هم ندارند.

3- هزینه های سرویس موبایل چقدر هستند؟ چطور باید مشترک شد؟

خدمات مخابراتی عرضه شده توسط این شرکت ها دایما در تحول و پیشرفت است و بسته به مدل گوشی و نوع سرویس مورد نظر شما، متغیر می باشد. عمده ترین گروهبندی در دریافت سرویس از این شرکت ها را می توان به دو مدل سرویس بدون Plan و سرویس با Plan تقسیم کرد.

سرویس بدون Plan یعنی شما گوشی را دارید – و یا می خرید- و مشترک روش خویش فرمایی می شوید. یعنی هر قدر مصرف کنید به همان اندازه پول می دهید. معمولا با فعال شدن اکانت شما معادل یک تا یک ساعت و نیم سرویس رایگان به شما داده می شود که تا یک ماه – از تاریخ راه اندازی - معتبر خواهد بود. با نزدیک شدن به دقایق آخر رایگان و یا روزهای آخر اعتبار یک ماهه، باید برای اکانت خود Airtime بخرید. یعنی یا با خرید کارت های از پیش پرداخته شده، 10 یا 20 یا 50 دلاری و وارد کردن شماره رمز آنها در تلفن تان و یا از طریق پرداخت با کارت اعتباری، باید مجددا به اعتبار آن بیافزایید. به این ترتیب با افزوده شدن اعتبار جدید، مقدار دقیقه باقیمانده از ماه قبل با مقدار جدید جمع می شود و اعتبار کل اکانت برای یکماه دیگر تمدید می شود. بدیهی است اگر یادتان برود و موعد یکماه رد شود تمام دقایق باقیمانده قبلی از بین می روند و تلفن تا افزودن دقایق جدید، قادر به شماره گیری نخواهد بود. البته شماره های پشتیبانی سرویس دهنده ها (مثلا *46 برای فایدو و یا *611 برای راجرز همچنان فعال و رایگان باقی خواهند ماند).

این سرویس برای مهاجرهایی که بتازگی وارد کانادا شده اند و فاقد کارت اعتباری می باشند تقریبا تنها راه داشتن سلفون است! ضمنا اگر کارکرد سلفون کمی در ماه دارید، این روش می توانید سالانه بین 200 تا 1000 هزار دلار برایتان صرفه جویی کند!

سرویس با Plan یعنی اینکه شماره کارت اعتباری تان را می دهید و عضو یکی از چندین مدل سرویس موجود می شوید. این سرویس ها بر مبنای تعداد دقیقه مجاز برای استفاده در روز و عصر و شب و آخر هفته و اینکه آیا شب ها و/ یا آخر هفته ها رایگان هستند یا خیر، تقسیم بندی می شوند و قیمت های مختلفی دارند. بدیهی است اگر بیشتر از مقدار مجاز هفتگی و یا روزانه خود حرف بزنید تلفن قطع نمی شود بلکه مشمول پرداخت مبلغی جریمه بابت کارکرد مازاد خواهید شد.

مزیت این نوع سرویس، تخفیف ویژه ای است که روی گوشی های دریافت می کنید. بعضی گوشی های ارزانتر را رایگان – و در بعضی موارد دو یا چند گوشی رایگان با شماره های تلفن مجزاء برای مصرف خانواده- به شما پیشنهاد می کنند و بعضی دیگر تخفیف های قابل ملاحظه ای دریافت می کنند. مثلا یک گوشی 900 دلاری در قبال پلن سه ساله به 200 دلار بفروش می رسد.

اگر مصرف تلفن بالایی دارید استفاده از این روش به صرفه تر خواهد بود.

خدمات ارتباط اینترنت و ... در هر دو روش – با تغییراتی- وجود دارند و بسته به توان فنی گوشی مورد نظر متفاوت می باشند.

برای دیدن انواع سرویس های موجود و هزینه مربوط به خدمات هر یک از این شرکت ها روی نام آنها کلیک کنید:

راجرز، فایدو، بل، تلس

ضمنا آنتن دهی سرویس راجرز در انتاریو از بقیه شرکت ها بهتر است.

روز خوش


Link to this log     لینک به این نوشته - 11:00 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Wednesday, August 10, 2005

پاسخ به چند سوال مشترک

در هفته های بعد از انتخابات، موج جدیدی از سوالات از طریق ایمیل به دستم رسیده که دوستان نویسنده آنها سوالات مشترکی را مطرح کرده اند. روزانه بطور متوسط پنج ایمیل به دست من می رسد که نویسندگانشان جویای راهی برای آمدن به کانادا هستند. بقول وکیل مهاجرتی که به دوستی در ایران مشورت می دهد، با موج جدید مهاجرتی که شروع شده بزودی زمان پروسه مهاجرت کانادا از زمان متوسط چهارسال به هشت تا ده سال خواهد رسید و چیزی شبیه صف گرین کارت آمریکا خواهد شد.

برای آگاهی دوستانی که علاقه مند به دانستن پاسخ هستند و هنوز با من تماس نگرفته اند این سوالات و پاسخ مقتضی آنها را در اینجا می نویسم:

1- سریعترین راه آمدن به کانادا چیست؟
سریعترین راه متداول که این روزها استفاده می شود، این است که چیزی در حدود 10 هزار دلار به دست یک مشاور مهاجرت – به اصطلاح وکیل مهاجرت که در واقع نه وکیل هستند و نه هیچ سمت حقوقی در کانادا دارند!- می دهند و او برایشان از یک موسسه آموزشی درجه سه – کالج های قد و نیم قد که در گوشه و کنار تورنتو سبز شده اند- پذیرش می گیرد و با همین مجوز برایشان ویزای تحصیلی می گیرد.

این ویزا واقعی است و دارنده آن بعد از ورود می تواند تا زمانی که در موسسه مذکور درس می خواند آنرا تمدید کند.

هزینه تحصیل در این موسسات در حدود 20 هزار دلار در سال است. به آن هزینه می نیمم زندگی برای یک نفر – در حدود 1500$ در ماه، سالانه 18000$- را اضافه کنید و به معدل 38 هزار دلار در سال می رسید.

اشکال این کار، سوای هزینه زیاد و گلابی بودن مدرکی که در نهایت بدست دانشجو می دهند، نداشتن اجازه کار برای دانشجو است. البته دانشجو می تواند روی کار دانشجویی که ممکن است در موسسه آموزشی وجود داشته باشد اقدام کند، ولی رقابت شدیدی برای آن وجود دارد، دائمی نیست، تعداد ساعات آن بسیار محدود است، پرداختی آن پایین است و بزحمت گوشه از خرج ماهانه را خواهد پوشاند – یعنی روی آن نمی شود هیچ حسابی باز کرد!

ضمنا بدانید که "طرح دادن اجازه کار در قالب ویزای تحصیلی به دانشجویان بین المللی" که چند ماه قبل در رسانه ها راجع به آن بحث شد، در حال حاضر صرفا در حد یک لایحه مطرح شده توسط حزب لیبرال باقی مانده است و هیچ زمانی برای بررسی آن در پارلمان کانادا مشخص نشده و باید در حد وعده سرخرمن به آن نگاه کرد.

با توجه به فشاری که این طرح می تواند به بازار کار کانادا وارد کند بعید بنظر می رسد تا یکی دو سال دیگر بررسی شود. در حال حاضر هیچ گونه گشایشی در این مورد در انتاریو وجود ندارد. برای دریافت اجازه کار محدود، بعد از ورود به کانادا و آغاز به تحصیل و به شرط تمام وقت بودن سیستم درسی و بشرط پذیرفته شدن درخواستتان توسط اداره شهروندی و مهاجرت کانادا، اجازه خواهید یافت بدنبال کار پاره وقت بگردید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به این لینک مراجعه کنید.

ویزای تحصیلی قابل تبدیل به ویزای مهاجرت نیست و متقاضی مهاجرت باید حتما از کشور کانادا خارج شود و پرونده مهاجرت تشکیل دهد و همه چیز را از اول شروع کند – البته سابقه تحصیلی در کانادا برایش امتیاز خواهد داشت و به امتیاز مربوط به Demographic Factor او نیز خواهد افزود.

یکراه دیگر برای آمدن به کانادا، پرداخت همان مبلغ در حدود – 10 هزار دلار- به مشاور مهاجرت برای صدور ویزای کار توخالی است. او هم در حدود شش هفت هزار دلار آن را به شرکتی – غالبا صوری و صرفا به شکل یک شخصیت حقوقی ثبت شده- می دهد و برای شما دعوت به استخدام می گیرد و روی آن دعوت نامه می شود ویزای شش ماهه کاری گرفت.

توخالی بودن این ویزا به این معنی است که واقعا کاری در انتظار دارنده ویزا نخواهد بود و بعد از ورود باید خودش در بازار کار کانادا بدنیال کار بگردد. دارنده ویزا می تواند تنها در همان رشته ایکه برایش ویزا صادر شده کار پیدا کند – تا بتواند در پایان شش ماه ویزایش را تمدید کند. این یعنی ورود به بازار کاری که عملا نیازی به ایشان ندارد زیرا هیچ نوع کمبود مشهودی در نیروی کاری بازار کار آمریکای شمالی وجود ندارد که نیروی صاحب تجربه و جویای کار موجود قادر به جوابگویی آن نبوده و نیروی تازه نفس خاورمیانه ای قادر به پر کردنش باشد.

مشکل دیگر آن است که استخدام افراد با ویزای کاری باب میل شرکت ها نیست. زیرا در صورت استخدام آن شخص هزینه بیمه و مالیاتی بیشتری برای شرکت خواهند داشت و بار حقوقی درخواست تمدید ویزای آنها نیز به دوششان خواهد افتاد. این در حالیست که نیروی تازه نفس مهاجر هر روز در حال پیاده شدن از هوا هستند و استخدام آنها راحت تر است – و مشمول تسهیلات بیشتری از جانب دولت نیز می باشد.

با پایان یافتن اعتبار ویزای تحصیلی یا کاری، دارنده ویزای باطله باید کانادا را ترک کند. پلیس کانادا بسیار قوی تر و دقیق تر از پلیس ایالات متحده قادر به پیگیری و دستگیری و اخراج افرادی است که بعد از ابطال ویزا کانادا را ترک نکرده باشند.

ضمنا اگر کسی در مورد ویزایش بد حسابی کند و کار به پلیس بکشد برای درخواست مجدد ویزا و یا تشکیل پرونده مهاجرت تقریبا شانسی نخواهد داشت.

2- اگر بخواهیم از طریق تحصیلی به کانادا بیاییم (روش غیر گلابی) باید چکار کنیم؟

راه معمول آن این است که باید ابتدا سایت دانشگاهها مختلف کانادایی را مطالعه کنید، سوالات خود را با ایمیل از ایشان بپرسید، مدارک مورد نیاز آنها را برای درخواست پذیرش جویا شوید، چند تا از آنها را زیر سر بگذارید، مراحل پذیرش را به روشی که به شما می گویند دنبال کنید و سرانجام با دریافت نامه پذیرش از یکی از آنها به سفارت بروید و درخواست ویزا کنید.

از مشکلات این روش می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- هزینه حداقل سالانه 38 هزار ( با احتساب هزینه های متفرقه می توانید روی هزینه ای در حدود 45 هزار دلار برای سال اول حساب کنید). خصوصا اینکه شما دانشجوی بین المللی محسوب شده و هزینه تحصیلی شما بیشتر از مهاجرانی که متقاضی تحصیل هستند خواهد بود. ( مهاجران و شهروندان متقاضی تحصیل می توانند مشمول وام تحصیلی دولت انتاریو و دولت کانادا باشند).

- بعد از واقعه 11 سپتامبر، دولت ایالات متحده در صدور ویزای تحصیلی بسیار سخت گیر تر شده و این امر باعث شده دانشگاههای کانادا با سیل متقاضیان پذیرش از سوی دانشجویان بین المللی روبرو شود. به این ترتیب نه تنها صف درخواست پذیرش بسیار طولانی شده، که پارتی بازی قابل ملاحظه ای نیز جریان دارد و حق کشی فراوانی در حق کسانی که در کانادا- بالای سر پرونده خود – حضور ندارند رواج دارد.

- مشکل نداشتن اجازه کار و کمیاب بودن کار دانشجویی و ... که به آن اشاره شد. طبعا دانشجوی مهاجر محدودیتی از این بابت ندارد.

3- برای مهاجرت باید از کجا شروع کنیم؟

از مطالعه در مورد کاری که می خواهید انجام دهید شروع کنید!

می خواهید به کشوری بیایید که هیچ چیزش شبیه محیطی که در آن بزرگ شده اید، تحصیل کرده اید و دارید در آن کار می کنید، نیست. قوانینش فرق دارند، فرهنگ جامعه اش متفاوت است، بازار کارش کاملا متفاوت است، و روش ترقی در آن و ارزش های اجتماعی آن به شکل دیگری تعریف شده اند.

باید بدانید که دنبال چه چیزی هستید، برای رسیدن به این هدف چه برنامه ای دارید، و تا چه حد توان جانی و مالی و روحی و صبر و همت ( و جربزه ) دارید.

بعد که خوب فکرهایتان را کردید و بررسی کردید و برای مسیری که می خواهید تا دهسال آینده ادامه دهید برنامه ریزی مقدماتی کردید، نوبت می رسد به تشکیل پرونده مهاجرت. برای اینکار بهترین کار سر زدن به سفارت کانادا در تهران و صحبت کردن با مسول باجه اطلاعات یا پرسش از کسی است که کاملا بتازگی تشکیل پرونده داده. اینطوری می توانید در جریان آخرین تحولات در این امر قرار بگیرید. بعد فرم ها را داونلود و چاپ می کنید و مدارک لازم را جمع آوری می کنید و ترجمه هایشان را حاضر می کنید و با وجه لازم تشریف می برید سوریه برای تشکیل پرونده . از طریق تهران هم می توانید تشکیل پرونده بدهید ولی مقداری کند تر پیش خواهد رفت.

خوب حالا رسما شروع کرده اید. مبارک است!

سعی خواهم کرد سوالات مشترک دیگری که پرسیده می شوند را در آینده جمع بندی کنم و پاسخ دهم.

موفق باشید


Link to this log     لینک به این نوشته - 11:18 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................