Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Friday, April 30, 2004

ایمان قلبی

هدیه ای به تمام دوستان خوبی که در راه مهاجرت با تمام وجود و با ایمان قلبی به موفقیت، قدم به قدم، این راه را با شور و باور قلبی طی می کنند و لحظه ای از تلاش دست بر نمی دارند.

ترجمه زیر، برگردان آزادی است از ترانه "ایمان قلبی" سروده " راد استوارت" که مدتهاست موسیقی تیتراژ سریال تلویزیونی "استار ترک" شده است.
Star Trek
(این سریال، دنباله داستان سریال تخیلی معروف به "پیشتازان فضا" است که در سالهای 1350 از تلویزیون ایران پخش می شد و من هر پنجشنبه از دبستان به سرعت خودم را به منزل می رساندم تا آنرا تماشا کنم) و سرگذشت تخیلی عده ای انسان با وجود و شجاع و باهوش است که برای کشف دنیاهای دست نیافته از سوی زمین به دیدار ناشناخته ها عازم شده اند. متن زیبای این ترانه که همخوانی خاصی با سرگذشت تلاش تمام مردان و زنان مهاجر گمنامی دارد که برای کسب مقام نخست قهرمانی در زندگی خود تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر دارند و هر سال به تعداد موفقیت هایشان افزوده می شود.

این آهنگ را می توانید از اینجا در دو نسخه کوچک (برای اینترنت با سرعت پایین) و نسخه بزرگ (برای خط های سریعتر) داونلد کنید. متن اصلی انگلیسی را هم می توانید در اینجا داونلد کنید.

ایمان قلبی

راهی طولانی پیموده شد تا به مقصد برسم،
اما کنون زمانه از آن من می گردد،
و وزش کوران تغییر را درمی یابم،
هیچ چیز مانع من نخواهد بود،
و دیگر کسی را یارای بازداشتنم نیست ،
نه، دیگر مانع من نخواهند شد.

زیرا که ایمان قلبی دارم،
به جایی می روم که دلخواه من است.
ایمان و باور دارم،
که همه چیز مقهورتوان من است.
روحی توانا دارم،
و کسی را یاری خم کردن و شکستنم نیست.
می توانم ستاره ها را فراچنگ آورم.
ایمان دارم،
باور دارم،
باور قلبی.

شبی دراز
راه جسته ام،
و در آخر، از ورای تاریکی،
راه خود را یافته ام.

به دیدار احیای رویاهایم خواهم نشست،
دست بر آسمان خواهم سایید،
و دیگر کسی را یارای بازداشتنم نیست.
نه، دیگر نمی توانند نظرم را برگردانند.

سردترین تندباد ها را دیده ام، و تاریکترین روزها را،
اما دریافته ام که این وزش تغییر است.
و من، ظفرمند از میان آب و آتش گذرکرده ام!

درود به تلاش و همت شما، درود!



Link to this log     لینک به این نوشته - 11:07 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Tuesday, April 27, 2004

تبادل آتش بین پلیس سوریه و گروههای تروریستی در مقابل سفارت کانادا در دمشق!

بعد از ظهر امروز در محله سفارت کانادا و سفارت ایران – و نیز همسایگی محل اقامت کاردار سفارت کانادا در سوریه و نیز سفیر بریتانیا، درگیری مسلحانه بسیار شدیدی با تبادل آتش و پرتاب نارنجک رخداده که هنوز آماری از تعداد زخمی و کشته شده ها در دست نیست.

بعد از سالها؛ این اولین بارست که در خود دمشق و از همه بدتر در فاصله ای چنین نزدیک به سفارت کانادا و محل زندگی اعضای سفارت چنین اتفاقی می افتد. در واقع درگیری تقریبا درست مقابل سفارت ها کانادا و ایران اتفاق افتاده است. در حال حاضر پلیس تمامی معابر را مسدود کرده و به بازرسی عابرین می پردازد.

ضمن ابراز تاسف از شنیدن این خبر و توصیه به رعایت احتیاط به کسانی که برای تشکیل پرونده عازم سوریه هستند، امیدوارم این بامبول جدید باعث تعطیلی بخش پردازش پرونده های مهاجرت و کشدارتر شدن دوران صبر و انتظار اعصاب خرد کن متقاضیان نشود.

حتما کسانیکه در زمان واقعه یازده سپتامبر منتظر ویزا بودند، تاخیر افزوده شش ماهه بخاطر واقعه ذکر شده را بیاد دارند و از آن بی نصیب نمانده اند. در حال حاضر خبری از جانب بخش ویزای سفارت کانادا در دمشق منتشر نشده است.

صبور باشید


Link to this log     لینک به این نوشته - 3:49 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Monday, April 19, 2004

هوای بهاری و روزهای اول مهاجرت

امروز برای اولین بار بعد از پنج ماه با وزش باد مجبور نمی شدید سرتان را مثل لاک پشت بدزدید و تا جایی که گردنتان اجازه می دهد توی یقه کاپشن تان فرو بروید. سرعت باد چهل کیلومتر در ساعت بود ولی دمای 19 درجه سانتیگراد آن خبر از آمدن روزهای گرم و دلپذیر بهاری می داد.

اگر کسی در همین هفته ها مهاجر است بداند که با سرما کاری نخواهد داشت و اگر با باران گاه بگاه و باد مشکلی ندارد، در روزهای اول که هنوز ورودی و خروجی های ایستگاههای مترو را درست یاد نگرفته و زمان بندی آمدن اتوبوس به ایستگاه را پیدا نکرده و لاجرم بیشتر از حد معمول در فضای باز راه خواهد رفت و یا خواهد ایستاد، می تواند از لطف و نرمش هوا استفاده بسیار کند. ضمنا بار دیگر یادآور می شوم که چتر های نازنازی ایکه در تهران حریف باران بدون باد می شدند اینجا در همان روزهای اول می شکنند و یا پشت و رو (پشت برو) می شوند و مرخص می شوند. بهترین راه بارانی کلاهدار و در رفتن از سر راه باران افقی است. نگران جمع شدن آب در معابر و پیاده رو ها نباشید. به مجرد پایان باران دیگر به سختی می توانید اثری از آب در جایی پیدا کنید.

هوا کم کم گرم می شود و درس خواندن برای اهل تحصیل سخت تر می شود. خصوصا اگر تازه وارد باشند و وسوسه دایمی اکتشاف دنیای جدید دایما اعصابشان را قلقلک بدهد. تا چند هفته دیگر، هم شهر به بهشت سرسبز و پر گل تبدیل می شود هم دهها جور بهانه برای گردش و سرگرمی بیرون از منزل جور می شود. سنجاب ها و کبوترهای چاق و پرنده های مهاجر با خوشحالی از دست شما خوراکی دریافت می کنند و سیری ناپذیر هم هستند.

چندین کنسرت فضای باز، برنامه های نمایشی و کارناوال، نمایشگاههای فضای باز رقص و هنر و خوراک کشورهای دیگر، بازشدن پارکهای تفریحی و براه افتادن ساحل ها و پلاژ ها و ... همگی برنامه برنامه شما برای فصل گرما را پر می کنند و وقت هم کم خواهید آورد.

اگر این تابستان گرفتارید و واقعا وقت برای اینجور گردش ها ندارید، اصلا و ابدا غصه نخورید و به خودتان لعن و نفرین نکنید! این برنامه ها همیشه هست و هر سال بهتر و مجهزتر هم برگزار خواهد شد. انشاالله سال بعد.

برای دیدن تصاویر بعضی از برنامه های پارسال می توانید به گالری عکس وبلاگ مراجعه کنید. امسال هم سعی خواهم کرد برایتان تصاویر از نقاط دیدنی و برنامه های جالب به گالری اضافه کنم.

شاد و موفق باشید.


Link to this log     لینک به این نوشته - 1:23 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Wednesday, April 14, 2004

مهاجرت به فرمول خاله جان

پرده اول:
خاله جان: دختر جان، مامانت گفته پاتو کردی تو یه کفش میخوای بری کانادا!؟
مهاجر بعد از این: بله خاله جون.
خاله جان: آخه خاله جون مگه چی کم داری میخوای بری آن ور دنیا تو یخ و برف... مملکت غریب؟
مهاجر بعد از این: خب ...
خاله جان (می پرد وسط توضیحات مهاجر بعد از این): خب نداره خاله جون. تحصیلات عالیه که داری، پژو مامانت هم که زیر پاته، حقوقتم که مثل پول توجیبی ات می مونه و خونه بابات می خوری و می خوابی. پس خوشی زده زیر دلت؟ میخوای اول جوونی دربدر و آواره بشی؟ آفرین دخترم، به حرف مامانت گوش کن. خودم برات یک شوهر خوبی پیدا می کنم که این فکر های پرت و پلا از سرت بیافته بیرون.
مهاجر بعد از این: آخه من ثبت نام کردم، پول دادم از اون گذشته میخوام برم دنبال زندگی خودم. منم آدمم. باید بتونم یکروزی برای خودم تصمیم بگیرم. میخوام برم دنبال آینده ام. اینجا چیکار می تونم بکنم؟ چند سال کار کنم بتونم لنگه همین ماشین مامانم را با پول خودم بخرم؟ پنجسال؟ دهسال؟ بیست سال؟ چند سال کار کنم تا بتونم با پول خودم صاحب خونه بشم؟ یک قرن؟ همیشه باید تو بغل مامان و بابام زندگی کنم؟ یا روی پاهای یکی دیگه وایسم؟
خاله جان: والله من که از حرف های تو سر در نمیارم. هوایی شدی. زن رو چه به این حرف ها. تا بوده مردها باید زندگی را می چرخانده اند و زن ها هم خیالشان راحت بوده. شما جوونها خوشی زده زیر دلتون.

ادامه مکالمه و مباحثه با همکاری بقیه خانم های فامیل (زن دایی، زن عمو، خاله بزرگه، مادربزرگ، شمسی خانم، لشکر خاله های قلابی – دوست های مامان- خانم مستاجر طبقه بالایی، شاگرد سلمانی زنانه.... به تحریک مامان جان به مدت سه سال و نیم ادامه می یابد و بخش قابل ملاحظه ای از انرژی و وقتی که باید صرف خودسازی برای مهاجرت بشود به مصرف سردرد و اشک و آه و اعصاب خردی حاصله از توضیح دادن دلیل مهاجرت برای هر موجود زنده تا شعاع یکصد کیلومتری میشود. ضمنا از سال دوم تا موقع آمدن ویزا هم سرکوفت "خودت را علاف کردی" و "دیدی که جوابت نیومد بیا از خیرش بگذر" و "وا... خانم ... شما که هنوز ایرانید که؟ پس چی شد؟" و یا حتی مدل بدترش " من هر وقت شما را می بینم یاد ممل آمریکایی می افتم.." به معجون اضافه می شود.

دلیل: فضولی فرهنگی غیرقابل کنترل که چنان با "محبت و دلسوزی" قاطی شده که دیگر معلوم نیست کدامشان کدامند.

پرده آخر (ویزا آمد):
خاله جان به همراه هیات امنای اره اوره : دختر جان حالا ویزات اومد مبارکه ولی من دیشب با خان عموجانت مشورت کردن دیدم بهتره تو بری ویزات رو بگیری بعد برگردی ایران زندگی کنی. اون ویزات هم هست... حالا اگر خدای نکرده لازم شد میتونی بری. کسی که جلوت رو نگرفته... تازه هر وقت هم خواستی پول بلیطت رو از بابات بگیر برو یه چرخی بزن هوات تازه بشه برگرد.

مهاجر بعد از این هاج و واج و دست به گریبان با علامت سوالی جدید: "باخود: چه کنم؟"

پرده نمایش پایین می آید و ملت بیننده، خمار از داستان کشدار و اعصاب خرد کن می افتند به جان هم برای پیدا کردن جواب.

ولی جواب ساده تر از این حرف هاست:
مهاجرت جرات میخواد. سخته. تلاش و همت می بره....اما آخرش شدنیه و موفقیت به کوشش و اراده آدم ها در کانادا بستگی داره. اگر نیایی و قدم نگذاری و شروع به ساختن زندگیت نکنی، هیچ وقت اینجا جا نخواهی افتاد و هرگز موفق نمیشی! ضمنا تا آخر عمرت جوان نمی مونی و همیشه وقت برای شروع کردن نخواهی داشت. هر چه بیشتر به تعویق بیاندازی احتمال موفقیتت کمتر و کمتر میشه. خاله جانت اگر از این کرامتها داشت گلی به سر خودش می زد. مادر و پدر ما هر قدر موفق بودند، دستشان درد نکند. برای خودشان و در زندگی خودشان موفق بوده اند و موفقیت آنها جدای از موفقیت ماست.
ما شخصیت های مستقلی هستیم که استقلال شخصیتمان بخاطر شرایط دشوار اقتصادی زندگی در ایران و لاجرم حضور زیاده از حدمان در منزل پدری رنگ باخته و یک جایی گم شده! ما مستقلیم و آدمیم و حق تصمیم داریم و میخواهیم زندگیمان را بسازیم و این هیچ خلاف و جرمی نیست و هیچ گناهی نیست. در واقع توصیه تمام مقدسین تمام ادیان هم هست. این را در سیستمی که به تو اجازه استقلال زودرس مالی را می دهد راحت تر میتوانی ببینی. هموطنان پرتلاشت را می بینی که ظرف دو سه سال اینجا صاحب زندگی و خانه و ماشینی شده اند که بیشتر از ده بار فراتر از چیزی است قبلا خوابش را می دیده اند. بقیه اش عمرشان هم مال خودشان است تا هر جور میخواهند با زندگی خوش باشند و به خودشان برسند و "زندگی" را بجای "زنده مانی" تجربه کنند.

"در خانه اگر کس است یک حرف بس است"

موفق باشید



Link to this log     لینک به این نوشته - 1:47 PM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................



Tuesday, April 06, 2004

مختصری پیرامون سرویس حمل و نقل عمومی تورنتو – تی تی سی

این سرویس در بدو ورود به کانادا بهترین و مناسب ترین روش جابجا شدن در شهر است و کیفیت مناسب و سهولت استفاده از آن در حدی است که شاید بعد ها – بعد از خرید اتومبیل شخصی- هنوز هم مایل باشید از آن برای رفتن به سر کار استفاده کنید. خصوصا اگر در جنوب تورنتو کار کنید که غالبا ترافیک نسبتا سنگینی در ساعات اولیه صبح و عصر دارد (که البته قابل مقایسه با تهران دهه 1340 می باشد) و هزینه پارکینگ هم زیادست (ماهانه تا 150$).

این مجموعه ترکیبی است از مترو (ساب وی) و اتوبوس و تراموا (استریت کار). ساب وی از یک شاخه عمودی شمالی- جنوبی دو قلو (به شکل حرف یو در انگلیسی) و یک شاخه طولانی شرقی – غربی و یک شاخه جدیدالتاسیس کوچکتر شرقی – غربی تشکیل شده است. اسامی این شاخه ها و شرح آنها عبارتند از:

(خط یانگ – یونیورسیتی)
خط یانگ که تقریبا موازی با خیابان یانگ در زیر سطح حرکت می کند (و در بعضی ایستگاهها به روی سطح می آید) از ایستگاه فینچ (واقع در تقاطع خیابان های یانگ و فینچ) و کنار محله مغازه ها و دفاتر خدمات ایرانی ها آغلز می شود و به سمت جنوب می رود تا ایستگاه یونیون و بعد از این ایستگاه به سمت خیابان یونیورسیتی می رود و در امتداد این خیابان رو به شمال می رود. این خط بعد از ایستگاه سنت کلر وست به سمت غرب شیب پیدا می کند وخود را به خیابان آلن رد (ایستگاه اگلینتون وست) می رساند و در امتداد این خیابان رو به شمال می رود ( و از این ایستگاه به بعد روی سطح حرکت می کند) و آخرین ایستگاه آن " دانز وی یو" نامدارد که روی خیابان شپرد وست ساخته شده. در واقع شاخه یونیورسیتی از شاخه یانگ به اندازه دو ایستگاه مترو کوتاهتر است.
این خطوط از طریق ایستگاه فینچ به سرویس اتوبوسرانی منطقه یورک (وای آر تی) و نیز سرویس اتوبوسرانی برمپتون مرتبط می شوند و کسانی که مایلند به این مناطق بروند باید در ایستگاه ویژه این اتوبوس ها که متصل و مرتبط به ایستگاه ساب وی هستند بلیط مخصوص این اتوبوس ها را بخرند.

(خط بلور)
این خط شرقی – غربی که در ایستگاه یانگ-بلور با مسیر یانگ و در ایستگاههای سنت جرج و نیز اسپاداینا با مسیر یونیورسیتی ایستگاه مشترک دارد (یعنی می توانید از یکی پیاده شوید و به دیگر سوار گردید) از سمت شرق تا ایستگاه کندی و از سمت غرب تا ایستگاه کیپلینگ می رود و مسیر بسیار طولانی ای دارد. این خط در ایستگاه کندی به خط کوچکتری قطار کوچکتری وصل می شود بنام اسکاربارو آرتی (مخفف رپید ترنزیت) که مسافرین را تا ایستگاه مک کاون در وسط محله اسکاربارو می برد. در سمت غرب ایستگاه کیپلینگ و ایستگاه ایزلینگتون (یکی مانده به آخری) به سرویس اتوبوسرانی مخصوص محله می سی سا گا وصل هستند و مسافرانی که مقصد نهایی شان می سی ساگا بوده است می تواند مستقیما از ایستگاه ساب وی بعد از خرید بلیط مخصوص این سرویس به اتوبوس مورد نظر سوار شوند.

(خط شپرد ایست)
این خط که جدیدا راه اندازی شده از ایستگاه شپرد – یانگ به سمت شرق در امتداد خیابان شپرد ایست تا تقاطع خیابان های دان میلز و شپرد (محله مورد علاقه ایرانی ها و تا حدودی هم چینی ها) ادامه می یابد.

اگر به نقشه تی تی سی دقت کنید. متوجه می شوید که تقریبا بدون استثناء تمامی خطهای اتوبوس به یک یا دو ایستگاه ساب وی می رسند و به این ترتیب از هر جای شهر به اتوبوس سوار شوید به ایستگاه ساب وی مقصد آن اتوبوس برده خواهید شد.

برای استفاده از تی تی سی باید از یکی از این چند روش استفاده کنید:
1- بلیط: که باید آنرا از کیوسک بخرید و در مجموعه های ده تایی چاپ می شوند ولی شما به هر تعداد که بخواهید از یک تا ده عدد و بیشتر می توانید درخواست کنید. در صورت خرید پنج تایی و ده تایی مشمول تخفیف خواهید شد. ایراد این روش این است که موقع وارد شدن به ایستگاه مترو باید آنرا به مامور باجه نشان داده و در جعبه شیشه ای بیاندازید و اگر صفی در کار باشد وقتتان تلف می شود.
2- توکن: که به شکل سکه های کوچک هستند و از جنس آلومنیوم می باشند. هم از مامور باجه و هم از دستگاه مخصوص فروش آن قایل تهیه هستند. قیمتشان با بلیط یکی است و فرق آن با بلیط این است که می توانید آنرا از شکاف مخصوص توکن رو درهای ورودی بیاندازید تو و بروید داخل و دیگر در صف منتظر نمانید.
3- دیلی پس (مجوز روزانه): که قیمت آن معادل چهار تا توکن است و از جنس مقواست و برای مواقعی خوب است که در یک روز می خواهید چندین بار (لااقل بیش از چهاربار) از تی تی سی استفاده کنید. (در روزهای یکشنبه فمیلی پس (مجوز خانوادگی) به همین قیمت صادر می شود که دو بزرگسال و تا چهار کودک می توانند از آن برای همان تاریخ استفاده کنند).
4- مترو پس (مجوز ماهانه): که اگر با اشتراک سالانه خریداری شود در سال یک ماه آن مجانی می افتد (که باتوجه به هزینه 90$ آن بد هم نیست) و با آن می توانید در طول ماهی که این پس برایش صادر شده بطور نامحدود از تی تی سی استفاده کنید. برای استفاده از آن باید کارت شناسایی به همراه داشته باشید (گواهی نامه یا کارت شناسایی رایگانی که تی تی سی در صورت درخواست شما برایتان صادر می کند) که این قانون را خیلی سفت و سخت چک نمی کنند ولی اگر شک کنند و معلوم نباشد که این کارت مال شماست یا قرضی است آنوقت کارتتان را توقیف می کنند.
5- جی تی ای پس: مجوز هفتگی مخصوص مسیرهای داخل محدوده و بیرون محدوده تی تی سی. چون وقتی اتوبوس تی تی سی حامل شما از خیابان استیلز برود بالاتر و یا وارد محدوده می سی سی ساگا شود آنوقت راننده اعلام می کند که از این ایستگاه به بعد باید موقع پیاده شدن نفری یک بلیط بدهید (که با آنی که داده بودید موقع سوار شده می شود دو تا) و این پس شما را مجاز می کند که بدون محدودیت در هفته ایکه برایش صادر شده است از سرویس خارج از محدوده نیز استفاده کنید که در مجموع ارزانتر از دو بلیط در روز در می آید و قابل قرض دادن هم هست.

یادتان باشد که شما می توانید بدون خرید بلیط مجدد، با همان بلیط در امتداد مسیرتان از یک سوی شهر به سوی دیگر بروید و از اتوبوس و مترو استفاده کنید، اما این امر مشمول مقرارتی است: اول اینکه باید این امر در یک امتداد مسیر باشد. یعنی نمی توانید از ایستگاه مترو بروید بیرون و برگردید تو یا از یک اتوبوس پیاده شوید و سوار اتوبوس بعدی در همان مسیر شوید ولی می توانید تا جایی که با مترو می شود رفت بروید و بعد در همان ایستگاه مترو سوار اتوبوس شوید. برای سوار شدن به اتوبوس در بعضی ایستگاهها باید برگه مجوز رایگانی را در ایستگاه ورودتان از دستگاههای قرمز رنگ بگیرید و در ایستگاه مقصد و موقع سوار شدن نشان دهید. در نقشه تی تی سی ایستگاههایی که حرف "تی" رویشان نوشته شده از این دسته هستند.

موقع سوار شدن به اتوبوس اگر از بلیط یا توکن استفاده کنید می توانید برگه مجوز کاغذی از راننده بگیرید که اگر خواستید میان راه سوار اتوبوس دیگر شوید و یا به ایستگاه مترویی که آن اتوبوس به داخلش نمی رود وارد شوید بکار ببرید.
استریت کار های مانند اتوبوس هستند اما خطوط محدودی دارند و بیشتر در جنوب شهر فعال هستند.
سرویس حمل نقل شهری تورنتو خیلی کارآمد و مناسب است و می توانید براحتی نیازهای ترددی شما را بپوشاند. استفاده از آن آسان است و تمامی خیابان های اصلی و درصد بالایی از خیابان های فرعی را پوشش می دهد. سرویس ساب وی و اتوبوس عادی در ایام هفته از شش صبح تا یک و نیم بعد از نیمه شب برقرارست و بعد از آن سرویس اتوبوس دیگری راه می افتد که فقط خیابان های اصلی را پوشش می دهد و نامش بلونایت (شب آبی) است و همان قیمت را دارد. اتوبوس ها برای خانم ها از ساعت 9.5 شب به بعد نه تنها در ایستگاه که درصورت امکان سر کوچه مورد نظر ایشان هم توقف می کنند تا ایشان در تاریکی راحت تر به مقصد برسند. راننده های تی تی سی با مرکز از طریق تلفن در اتباط هستند و پلیس تی تی سی هم اختیاراتی در حد پلیس شهری دارد.

بعضی ایستگاههای ساب وی پارکینگ دارند که استفاده از آنها برای دارندگان متروپس رایگان است و ایشان می توانند تا ایستگاه را رانندگی کنند و بعد اتومبیل خود را در پارکینگ بگذارند و بقیه راه را با ساب وی بروند که برای کسانیکه راهشان از ایستگاه ساب وی دور است انتخاب بدی نیست.

سرویس دیگری نیز در کنار تی تی سی کار می کند که وظیفه اش کمک به انتقال مسافران از حومه تورنتو به داخل شهر و بالعکس می باشد که اصطلاحا "گو ترنزیت" خوانده می شوند و علیرغم اسم خنده دارش خیلی خوب و منظم است و از چند خط قطار و چندین مسیر اتوبوس تشکیل شده است که قطارهای آن نهایتا به ایستگاه یونیون
می رسند. در مورد مسیرهای این سرویس به وبسایت مربوطه مراجعه کنید.

یادتان باشد همان روزهای اول از یکی از باجه های تی تی سی یک نقشه رایگان تی تی سی بگیرید و یک نقشه شهر را هم (به قیمت تقریبی 5$ بخرید). تورنتو کوه ندارد و شما در ابتدا برای پیدا کردن شمال و جنوب مشکل پیدا می کنید که راهش یادگرفتن مسیر، پرسیدن از مردم و یا استفاده از قطب نما است.

نکته قابل توجه دیگر اینکه شما می توانید اطلاعات لازم در مورد مسیر ها و ساعات کار و فاصله زمانی رسیدن اتوبوس به ایستگاه مربوط به هر یک از اتوبوس های تی تی سی را با تماس تلفنی و وارد کردن شماره مسیر از طریق تلفن و یا از طریق اینترنت بدست آورید که البته در خیابان استفاده از تلفن راحت تر است.

موفق باشید.



Link to this log     لینک به این نوشته - 11:57 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................