Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Friday, April 22, 2005



سربازی کوچک در مصاف فقر

کلوپ امپراطوری، Empire Club، قدیمی ترین و بزرگترین جایگاه گردهمایی سران سیاسی، اقتصادی و علمی کانادا و مهمانان برجسته خارجی و یکی از مهمترین تالارهای گفتمان رهبران این کشور محسوب می گردد.

این جایگاه دیروز میزبان سخنرانی مهمانی متفاوت بود. دختر بچه ای 9 ساله از وینیپگ که جوانترین سخنران این تالار در یکصد سال گذشته بشمار می آمد: هانا تایلور- بنیانگزار گروه مبارزه با فقر و بی خانمانی LadyBug (خاله سوسکه) – که بدون هیچ تشویش و دستپاچگی براحتی به جایگاه رفت و بیش از دویست نفر شنونده را محسور کلمات ساده ولی پرمعنا و تاثیرگذار خود کرد.

انجمن خیریه LadyBug که با اهتمام هانا – در سن هفت سالگی - و به کمک والدینش و بعدا پشتیبانی مدرسه او و پیوستن افراد سرشناس دیگر به جمع حامیان این حرکت، راه اندازی گردید، تا کنون موفق به جمع آوری بیش از 200000$ کمک مالی و مقادیر قابل ملاحظه ای لباس و خوراک برای افراد بیخانمان – Homeless- شده است.

هانا از سن پنجسالگی نسبت به افراد بیخانمان کنجکاو بود و در مورد علت خیابان خوابی و وضعیت آشفته ایشان از والدین و معلم خود سوال می کرد و سرانجام تصمیم گرفت کاری برای بهبود وضع این گروه انجام دهد و ایده اش را با بزرگتر ها درمیان گذاشت. والدینش هرگز باور نمی کردند که هانا در این مورد با چنین جدیتی پیگیر ایده اش شود.

او می گوید: "... مردم می توانند پول یا غذا یا لباس – حتی لباس نو- کمک کنند. اما اگر امکانش را ندارند لااقل با این عده مهربان باشند. با بیخانمان ها می شود بهتر رفتار کرد. اگر نمی خواهید – یا نمی توانید- به ایشان کمک کنید، لااقل لبخندی به لب آنها بیاورید..."

او تعریف می کند که در مقابل بیخانمانی توقف کرده تا تمام پول خرد های کیفش را به او بدهد و بدون اینکه متوجه بشود در همین حین سنجاق سینه اش که بشکل خاله سوسکه است در لیوان اعانه آن بیخانمان افتاده. بعد از راه افتادن او و والدینش، آن بیخانمان متوجه ماجرا می شود و بدنبال آنها راه می افتد تا سنجاق را پس بدهد. هانا از او اسمش را می پرسد و بیخانمان به گریه می افتد. تا کنون کسی آنقدر به او توجه نکرده بود که نامش را بپرسد.

دیروز هانا بعد از سخنرانی بهمراه والدینش برای پیدا کردن و دیدار این دوست قدیمی براه افتادند.

زنده باد.


Link to this log     لینک به این نوشته - 10:19 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................