Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Wednesday, October 12, 2005

ورود مهاجری جدید – قسمت دهم

سنجاب ها ناپدید شده اند. ظاهرا سیستم شان با درجه حرارت هوا کار می کند. سرد که می شود آنها هم چرتی می شوند و از لانه در نمی آیند و وقتی وسط روز گرمتر شد می زنند بیرون و دنبال جمع کردن غذا. توی راه خانمی را می بینید که سگ عظیم الجثه ای را آورده هوا خوری. سگ اینقدر بزرگ است که با خودتان فکر می کند لابد خودش هر جا خسته شد سوار سگه می شود و بر می گردد خانه. علیرغم جثه بزرگش قیافه آرام و ملایمی دارد. پیش خودتان فکر می کنید زمستان که شد این جناب را باید بیاورند در سوز منفی 35 درجه هوا خوری کند. قیافه صاحبش حتما دیدنی خواهد شد.

در مترو خبر قابل عرضی نیست. تنوع نژادی مسافرها هم در همان حد ده دوازده نوع باقیمانده و زیادتر نشده! یک خانم ایرانی که تقریبا بالای سر شما ایستاده دارد با کنجکاوی جزوه توی دست مسافری را که کنار شما نشسته از راه دور می خواند.

سر کلاس با زوج ایرانی جدیدی آشنا می شوید که همین امروز به کلاس ملحق شده اند. هفته پیش آمده اند و رفته هتل. دارند دنبال جایی برای اجاره می گردند و هنوز برای هیچ چیز اقدام نکرده اند. یک مقداری راهنمایی شان می کنید. به شما می گویند که کتابچه آیین نامه رانندگی در انتاریو را به فارسی دارند و برای شما خواهند آورد. شما هم در عوض آدرس چند تا حراجی توپ را کشف کرده اید به ایشان می دهید.

به شما می گویند که در ماههای آخری که در تهران بودند خبر دار شدند که موسسه ای هست به نام سازمان جهانی مهاجرت (تلفن تماس 88043377) که کلاس های رایگانی برای آشنایی با فرهنگ مردم در کانادا و قوانین این کشور برگزار می کنند. کافیست شماره فایل مهاجرتتان را به ایشان بدهید تا در یکی از کلاس ها برایتان جا رزرو کنند. ضمنا می توانند بلیط با تخفیف از لوفت هانزا یا بریتیش ارویز بگیرند برایتان که برای یک خانواده دو نفره شاید نزدیک به پانصدهزار تومان صرفه جویی بشود!

ناهار را نمی دانند چطور باید برگزار کرد و امروز مهمان هات داگ فروشی سر تقاطع هستند. در این مورد هم به ایشان ایده می دهید. ظاهرا اتاقشان در هتل، یک آشپزخانه جمع و جوری هم دارد ولی قیمتش روزانه 75 دلار است که به حساب ماه بعد از تخفیف ویژه می شود 1800 دلار که گریه هر مهاجر تازه واردی را در می آورد! نشانی جاهایی که مجله های رایگان فارسی زبان دارند را از شما می گیرند تا سری به صفحات اجاره آنها بزنند.

در راه برگشتن توی مترو چند تا پسر و دختر فارسی زبان – احتمالا ایرانی الاصل- در کوپه شما سوارند ودارند بلند بلند در مورد کلاس درس و قیافه اون همکلاسی و ریش این استاد و وضعیت ناهارخوری و هزار اراجیف دیگه حرف می زنند. سر و تیپ و کوله و تشکیلاتشون نشان میدهد دانشجوی کالج یا ترم های پایین دانشگاه هستند. شلوار جین پای همه است با کفش ورزشی و کاپشن پاییزه کوتاه. دختر ها ساده و بدون هیچ جور آرایش. با و آب و تاب حرف می زنند و دست و پایشان را تکان می دهند و می زنند زیر خنده. با خودتان فکر می کنید اگر تهران بود میشد با قاشق از روی صورت دختر ها آرایش جمع کرد! چقدر مردم اینجا ساده تر و بی پیرایه تر از تهران هستند.
با خودتان فکر می کنید احتمالا با والدینشان مهاجرت کرده اند و اینجا مدرسه رفته اند و بعد رفته اند دانشگاه. یکی یکی توی ایستگاه ها مختلف پیاده می شوند و می روند. بعد فکر می کنید اگر پدر شما مهاجرت کرده بود چقدر کار شما راحت تر می شد!

با رفتن آنها شما می مانید و یاد دوران دانشگاه. هر ورش را بررسی می کنید می بینید برای هیچ چیزش دلتان تنگ نشده! بهتر!

به خانه که می رسید پیغام دارید. از طرف کلاس تافل در جواب به پیغام تلفنی شما زنگ زده اند و عذرخواهی کرده اند که تا دسامبر جا ندارند. باید بیشتر بگردید تا زودتر شروع کنید. جوینده بالاخره یابنده است! یک نمایشگاه عرضه اطلاعات هم از سوی دانشگاههای انتاریو قرارست برگزار شود که توی برنامه گذاشته اید.

از دوستتان یاد گرفته اید که یکسری موسسه هم هستند که کارشان صید متخصص های تازه آمده و تلکه کردن پول آنها از طریق نشاندنشان سر کلاس های الکی و بدردنخور است که در نهایت هیچ کمکی به کاریابی ایشان نخواهد کرد و صرفا منجر به اتلاف وقت و پول آنها می شود.

ضمنا یکسری شرکت های کاریابی هم هستند که از شما پول می گیرند و رزومه شما را برای چند صد شرکت – که ممکن است در فکر استخدام نیروی کار باشند- می فرستند. واقعیت این است که در 99 درصد موارد اگر شرکتی دنبال استخدام نیروی کار باشد در سایت های کاریابی آگهی خواهد داد یا دنبال رزومه افراد خواهد گشت و الکی فرستادن رزومه به این شکل فقط خرج روی دستتان خواهد گذاشت!

تلویزیون اینجا خیلی سرگرم کننده است و آدم را از کار و زندگی می اندازد. از ساعت هشت شب پر است از سریال جورواجور پلیسی و بعضی کانال ها هم از 9 شب به بعد فیلم سینمایی دارند. دوستتان می گوید برنامه های فصل سرما جالب تر و بهتر از فصل گرما هستند. دلیلش هم وجود بیننده بیشتر پای گیرنده هاست.

آخ برنامه شام و ناهار از دستتان در رفت. ساعت 10 شب شده و هنوز هیچ کاری نکرده اید. دو تا کنسرو عدس باز می کنید و مقداری از اضافه مایه اسپاگتی را می ریزید تویش و می گذارید گرم شود. به به! عجب معجونی شد! اگر سه ساعت هم پایش صرف می کردید از این بهتر نمی شد! چقدر کنسرو های لوبیا و عدس اینجا خوشپخت و خوش مزه اند! برای ناهار هم ماند. ظرف غذای پلاستیکی Lock & Lock خریده اید که از آن هیچ مایعی رد نمی شود و می شود براحتی غذای آبکی هم برای ناهار برد.

ادامه دارد ...


Link to this log     لینک به این نوشته - 10:26 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................