Tehrantonian                 تهرانتویی – یک تهرانی در تورنتو
نکاتی پیرامون مهاجرت به کانادا،زندگی در انتاریو، کاریابی، خرید اولین خانه تان و استقرار با موفقیت
Tips on Immigration to Canada, Living in Ontario, Finding a Job, Buying your first home and settling down Successfully.
جستجو در تهرانتویی  
گزارشات لحظه ای
Reports by the Moment
وضعیت هوای تورنتو
Toronto's Weather

Click for Toronto Pearson, Ontario Forecast
برای دیدن وضعیت هوای سراسر کانادا اینجا کلیک کنید
Click here for Canadian Weather Status

Locations of visitors to this page
تورنتو Toronto
ونکوور Vancouver
تهران Tehran


وضعیت دلار کانادا
Canadian Dollar vs. U$



شاخص های بازار سهام
Stock Market Indices




Tehrantonian's Google Ranking

Yahoo bot last visit to Tehrantonian.
Msn bot last visit to Tehrantonian
Tuesday, November 22, 2005

چند نکته باریک تر از مو!

دوستانی با ایمیل سوالاتی می پرسند با این مضمون که چرا در وبلاگ شما فقط خوبی های کانادا نوشته می شود و چیزی از بدی های (!) های کانادا نمی گویید.

در پاسخ این دوستان باید گفت:

هر کشوری، در جای دنیا که باشد، و هر قدر هم خوب باشد، هم دزد دارد هم قاتل دارد هم بلایای طبیعی دارد هم بیکاری دارد، هم تورم دارد، هم خیابان خواب دارد، هم مستمری بگیر خیریه.

مهم درصد وجودی این موارد در این کشور است که می تواند بعضی کشور ها را تبدیل به جهنم کند – و مردم از در و دیوارش مشغول فرار کردن باشد - یا آنها را به محیطی قابل سکونت مبدل کند که مردم برای زندگی به آن کشور ها بیایند زندگی شان را بنا کنند و هر روز به بودن در آنجا افتخار کنند و خاکش را سرمه کنند!

در کانادا تصادف رانندگی هم هست. تعداد تصادف های جدی به اندازه ای کم است که می توانند موارد آنرا در اخبار بگویند و حتی فیلم خبری آنرا هم نشان بدهند. آمار تصادف در این کشور یکی از پایین ترین آمار در دنیاست.

در کانادا قتل هم اتفاق می افتد. تعدادش آنقدر کم است که برایتان می شمرند و تعجب می کنند چطور شد امسال یک مورد از پارسال بیشتر بوده و چرا اینطور بوده و باید فورا جلویش را گرفت و بعد مشغول می شوند و واقعا جلوی رشدش را می گیرند. نود درصد موارد هم به درگیری بین خلافکار ها با هم مربوط می شود و بندرت آدم عادی مورد حمله قرار می گیرد.

در کانادا دزدی هم می شود. آنقدر تعدادش کم و ناچیز است که خانه ها اصلا در و پیکر ندارند! نه دیوار حیاط دارند نه حصار دارند و نه پنجره هایشان میله آهنی دارد. خیلی از اتاق های رو به خیابان هم اصلا پرده ندارند یا اگر هم دارند سال تا سال کسی پرده را نمی کشد چون پرده حیا روی چشمان مردم کشیده شده!

در کانادا گرانی هم هست. این دوره رسید به 2.5 درصد. در حد یکدهم میزان تورم بعضی کشور ها!

در کانادا بلایای طبیعی هم هست. گاهی در حاشیه اقیانوس اطلس طوفان می آید و برق را قطع می کند و چند درخت را می اندازد و شاید خسارتکی هم به چند خانه بزند. شاید در نقاط دیگر چند مورد هم آب راه بیافتد و به چند خانه خسارت بزند. این جور موقع ها دولت مثل سوپرمن می پرد وسط و اول مردم را نجات می دهد و سر و سامان می دهد و بعد پا بپای شهرداری ها کار می کند تا خسارت ها جبران شوند و همه چیز ساخته شود. یادم است که چند سال پیش وقتی در استان کبک باران منجمد آمد (یعنی بارانی که به محض رسیدن به زمین یخ می زند و روی هم تل انبار می شود و کم کم سنگین می شود و می تواند منجر به ریشه کن شدن درختان شود) چند درخت افتادند روی پست برق و باعث خاموشی چند محله شدند. اهالی محل توسط دولت به اقامت گاه های دیگری – مثل خوابگاه و هتل – فرستاده شدند و وقتی همه چیز درست شد و برق وصل شد و ساکنین را برگرداندند به خانه هایشان، از طرف دولت آمدند درب تک تک خانه ها را زدند و پول مواد غذایی فاسد شده بخاطر قطع برق را حساب کردند و به مردم دادند تا خدای نکرده از این بابت ضرر مالی نکرده باشند!

در کانادا خیابان خواب هم هست. این عده هم از طرف دولت مستمری دارند هم غذا هم بهداشت و درمان و هم برنامه های متعدد آموزشی برای تشویق به اشتغال مجدد. بیشتر افرادی که به هر دلیل بیخانمان می شوند با استفاده از این امکانات برمی گردند به زندگی طبیعی و دوباره شروع به ساختن زندگی خود می کنند. اما عده قلیلی از آنها هستند که از زور بیعاری یا خرابی بالاخانه حاضر نیستند از این امکانات استفاده کنند. این عده انگشت شمار کنار خیابان می نشینند و در حالیکه سر و وضع مرتبی دارند و لپشان از سرخی برق می زند از مردم تقاضای پول می کنند. بعد هم که پولشان جمع شد می روند با آن سیگار یا قهوه می خرند. در کانادا کسی روی زمین نمی خوابد مگر خودش خواسته باشد!

در کانادا مستمری بگیران خیریه دولتی هم هستند:
اینها انواع گوناگونی دارند. نوع شرافتمندانه اش این است که شخصی – تنها یا با خانواده اش - از کشورش آمده و به هر دلیل نتوانسته در مدتی که پس اندازش دوام داشته کار تخصصی خودش را پیدا کند و حالا چون دست و بالش تنگ شده نیاز به دریافت کمک دارد. می رود تقاضا می دهد و دولت هم دستش را می گیرد و کمک هزینه تحصیلی و کارورزی برایش قائل می شود تا بتواند خودش را به بازار کار کانادا برساند و پیشرفت کند.

حالا چند نکته مهم تر:

یادتان باشد که تنها و تنها شما مسئول این هستید که خودتان را برای ورود به بازار کار کانادا آماده کنید. خودتان باید تحقیق کنید و بفهمید که در رشته تخصصی شما چه مواردی در کانادا مورد نیازند و تا چه حدی باید بلدشان باشید.

واقع بین باشید! چون در شرکت پسر خاله تان مدیر کل بوده اید به این معنی نیست که در اینجا شما را بعنوان مدیر قبول کنند! حتی اگر در یک وزارت خانه پست مدیریت داشته باشید باز به این راحتی ها نمی توانید شغل هم تراز خود را پیدا کنید. چون دهسال پیش، فوق لیسانس گرفته اید به این معنی نیست که مدرک شما به تنهایی می تواند اینجا برایتان کار پیدا کند! چون یک مقداری هم برنامه نویسی و نصب شبکه می دانید به این معنی نیست که شانسی برای کاریابی در کانادا خواهید داشت!

مهاجرتتان را جدی بگیرید. تکنولوژی در این کشور بسیار جدی تر و سنگین تر از چیزی است که شما دیده اید یا با آن کار کرده اید. اگر به حساب خودتان الان جزو ده نفر اول تهران در تخصص خودتان هستید شاید اینجا به زحمت جزو هزار نفر اول بتوانید خودتان را جا بزنید!

زبان انگلیسی – تا حالا هزار بار رویش تاکید کرده ام!- اولین و مهمترین قدم در راه موفقیت شماست. بعضی ها استعداد کمتری دارند و بعضی بیشتر. کم استعداد تر ها باید بیشتر تمرین کنند نه اینکه کمتر بلد باشند و بیایند اینجا بیافتند به گرفتاری!

از طرف دیگر:

نترسید! سوسک نخواهید شد! این همه هموطنان شما آمدند و جا افتادند و مشغول زندگی هستند. هیچ دلیلی ندارد که شما نتوانید. از این همه وقتی که برایتان در صف مهاجرت هدر می دهند استفاده سازنده بکنید! برای هدر دادن عمرتان بعدا وقت کافی خواهید داشت. الان از وقتتان استفاده کنید.

موفق باشید!


Link to this log     لینک به این نوشته - 10:29 AM -                                                 مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

0  Comments   اظهار نظر از طرف دوستان
........................................................................................